خانه / حس خوب همدلی / خاطره استفاده از بانک زمان

خاطره استفاده از بانک زمان

کامرانی

    • 122

    • 3 سال پیش

    با سلام خدمت دست اندرکاران بانک زمان. من مهندس کامرانی هستم، استاد نرم افزار در دانشگاه علمی کاربردی. توی اینستاگرام با بانک زمان آشنا شدم و تصمیم گرفتم من هم به نوبه خودم خدمتی به جامعه کرده باشم. با حس خوب همدلی آشنا شدم و دیدم که مردم کارهای خیرشون رو به اشتراک میگذارند و تصمیم گرفتم من هم یکی از تجربه هام رو تعریف کنم. خوبی بانک زمان اینه که هرکسی با هر توانایی و استعدادی که داره میتونه دردی از درد مردم دوا کنه.

       من کارهای زیادی در بانک زمان انجام دادم. از خرید لوازم خانه تا نگهداری و غذا دادن به سالمندان تا تعمیر موبایل. آخرین کاری که انجام دادم برای یکی از مغازه داران قدیمی محل بود. در محله ما یک پیرمردی زندگی می‌کند که ما از بچگی آقا بزرگ صدایش میکردیم. آقا بزرگ یک عطاری قدیمی دارن که از وقتی من یادمه توی محله بود و هر سال هم برای ما از خود کاشان یک بطری گلاب دو آتشه میاورد. مادر من هرسال شله زرد می‌پختند و آقا بزرگ هم به نوعی سعی میکرد مشارکتی توی این نذری داشته باشه.

    چند وقت پیش مشغول بررسی نیاز ها توی بانک زمان بودم و دیدم که یک درخواست تعمیر کامپیوتر هست. منم دستم خالی بود و تصمیم گرفتم آخر هفته ای این کار رو انجام بدم. معمولا تعمیرات کامپیوترها توی بانک زمان کارای ساده ایه و خیلی وقت نمیبره. خلاصه کار رو قبول کردم و متوجه شدم که درخواستش از طرف آقا بزرگه. رفتم خونه‌شون و شروع کرد با ناراحتی توضیح دادن که من هر هفته شنبه شب با دخترم تو آلمان تماس تصویری میگیرم و حرف میزنم ولی الان هرکاری میکنم به اینترنت وصل نمیشه. کار خاصی نبود و با چندتا کلیک ساده مشکل رو حل کردم.

    خیلی بهشون اصرار کردم که یک موبایل جدید بگیرند و راحت دیگه با موبایل تماس تصویری هاشون رو بگیرند اما میگفت کار با کامپیوتر براش راحت تره و خیلی بدش میاد از اینایی که همش سرشون تو موبایله. گفت این بانک زمان رو هم نوه اش براش راه انداخته و درخواست تعمیر کامپیوتر رو هم اون براش ثبت کرده. خلاصه که خیلی تجربه جالبی بود و یک صله رحمی هم با یکی از کاسب های قدیمی محل داشتیم.