باغچه حیاط آقام
محمدرضا
83
- 3 سال پیش
پدرم از بچگی بهم میگفت همیشه حواست باید به نیازمندا و سالمندا باشه. یادمه اون سالها پدرم با این که کلی خسته از سر کار میومد، مستقیم میرفت خونه پدربزرگ و اول به ایشون رسیدگی میکرد. خریداشون رو انجام میداد، لباس هاشون رو میشست، داروهاشون رو میداد و... اصلا من احترام رو از پدرم یاد گرفتم. یکی از نگرانی هایی که از بچگی داشتم این بود که اگر بزرگ بشم و زندگی اجازه نده من از پدرم مراقبت کنم چی؟ فکر این که پدرم تنها باشه و یک لیوان آب بخواد و من کنارش نباشم همیشه اذیتم میکرد.
اون سال ها توی هیئت محلمون دوره های کار خیر و کمک به نیازمندا رو داشتیم. سیزده چهارده ساله بودم که آخر هفته ها برای کمک کردن و به قولی حفظ ارتباط با خانواده شهدا، به خونه هاشون میرفتیم و توی کارای خونه کمکشون میکردیم. مربی هامون همیشه به این حفظ ارتباطه تاکید داشتند و میگفتن که پایه های جامعه با این ارتباطات محکم میشه و جدا از ثواب اخروی، حال خوب رو هم به هم منتقل میکنه. همون موقع ها بود که با مفهوم تایم بانکینگ (time banking ) آشنا شدم.
یادمه یک مقاله ای خوندم که توی جاهای مختلف دنیا مثل آلمان که هرم سنیشون برعکسه و جمعیتشون رو به پیر شدن میره، اجتماعاتی وجود داره که توی اون، نوجوون ها و جوون ها به همسایه و دوست و آشناهاشون که نیاز به کمک دارند کمک میکنند و در عوض، به میزانی که به بقیه کمک میکنند میتونن از کمک بقیه هم بهره مند بشن. برام خیلی جالب بود که همه جای دنیا این مسئله کمک به نیازمندا وجود داره و همیشه جوون ها برای این کار پیش قدم هستند. همیشه دوست داشتم این سیستم توی کشور خودمون هم باشه که وقتی کاری برای کسی انجام میدیم، بتونیم از زمان ذخیره شده اش برای خودمون و عزیزانمون استفاده کنیم. از وقتی که با مفهوم بانک زمان آشنا شدم، چند سالی وقت گذاشتم و بعد از دانشگاه یکی دو ساعت به نیاز های دور و اطرافیانم که توی بانک زمان ثبت شده بود میرسیدم.
الان تقریبا یک ساله که سربازم و هر دو ماه یکبار پدرم رو میبینم. باغچه حیاط خونمون هم دلخوشی همیشگی پدرم و یادگار پدربزرگمه که بابا خیلی هم روش حساسه! یک برگ خشک اضافی رو زمین باشه زمین و زمان رو توبیخ میکنه! منم چون دیر به دیر خونه میام، از حساب بانک زمانم استفاده میکنم و هفته ای یک بار یک درخواست یک ساعته ثبت میکنم تا یک نفر بیاد و دستی به سر و روی باغچه خونمون بکشه. الحمدلله هم پدرم راضیه، هم دیگه کار منو قبول نداره میگه اونی که ماه پیش اومده بود خیلی از تو بهتر باغچه رو تمیز میکرد😊 خلاصه بچه مردم هیمشه اولویت داره به ما .
خدارو شکر این سنت حسنه تو کشور به صورت سازماندهی شده در حال اجرا عه و دیگه نگران انجام نشدن کارای بابا نیستم. خدا پدر ومادرتون رو براتون نگه داره.