اولین تجربه استفاده از بانک زمان
سمیه تاجرزاده
161
- 3 سال پیش
تنها زندگی کردن گاهی خیلی سخت میشه. بچه های من همشون ازدواج کردند و دیر به دیر میتونم ببینمشون. چند وقت پیش درگیر بیماری کرونا شده بودم و نمیتونستم از خونه بیرون بیام. از طرفی همسرم هم ماموریت شغلی داشت و چند روزی توی خونه تنها بودم. متاسفانه یک سری مواد غذایی توی خونمون تموم شده بود و من هم به خاطر بیماری نمیتونستم از خونه خارج بشم. مشغول جست و جو توی اینترنت بودم که به کلمه بانک زمان برخوردم. توی خیلی از کشور ها دنیا همسایه ها و هم محلی ها خیلی سازماندهی شده به هم کمک میکنند و به قولی کارهای همدیگر رو راه میندازن. یادم افتاد چند وقت پیش با پسر بزرگم صحبت میکردم و اون برام در مورد بانک زمان کلی توضیحات داده بود و گفته بود منم میتونم ازش استفاده کنم. با پسرم تماس گرفتم و بهش گفتم که یسری خرید لازم دارم. پسرم گفت به اندازه دو روز توی بانک زمان اعتبار داره و میتونه به راحتی از اون برای خودمون استفاده کنه. بنابر این یک درخواست نیاز با عنوان خرید برای مادرم توی بانک زمان ثبت کرد و گفت هر چی شد بهم خبر میده. حدود دو ساعت بعد زنگ زد بهم و گفت خانمی با اسم زهرا درخواستش رو قبول کرده و نوشته بعد از تموم شدن کارش این کار رو انجام میده.
نزدیک غروب بود که زنگ خونمون زده شد و من هم با رعایت پروتوکول های بهداشتی گوشه درب خونه روباز کردم و دیدم که زهرا خانم همسر مغازه دار سر خیابون محل خودمونه! همون دم در کلی خوش و بش کردیم و با کلی زور بالاخره راضیشون کردم که کارتم رو بگیرن و زحمت خرید هارو بکشن. امان از این تعارف ها ایرانی!
با پسرم تماس گرفتم و کلی ازش تشکر کردم. خدا این بچه هارو از ما پدر مادرها نگیره. هم کار با موبایل رو بهم یاد دادن، هم یادم دادن چطوری از بانک زمان استفاده کنم. الحمدالله الان حالم خوبه و چند وقتی میشه که برای قرآن خوندن و تمرین تلاوت قرآن هرروز صبح میرم خونه مادر زهرا خانم. هرروز یک ساعت قرآن میخونیم که هم ذخیره آخرتمون میشه، هم یک ساعت به بانک زمان من اضافه میشه. خدا خیرتون بده بابت ایجاد این فرصت که مردم بتونن ارتباط قوی تری با هم بگیرند و رابطه ها قوی تر بشه.