بانک زمان
زهرا بیگلری
148
- 3 سال پیش
من زهرا هستم. بازنشسته آموزش و پرورش. سی سال سابقه تدریس دارم و با همسرم توی گیلان زندگی می کنیم. مادر شوهر بنده ساکن تهران هستند و به خاطر وابستگی که به تهران و منزل قدیمی خودشون دارند تمایلی به اومدن پیش ما و زندگی با ما ندارند. به همین دلیل بعد از فوت پدرشوهرم الان حدود ده ساله که تنها زندگی میکنن.
بعد از آشنایی با بانک زمان، من و همسرم شروع کردیم در حد توانمون به یاری جو ها کمک کردن. از کارهای منزل گرفته تا پیاده روی و پارک بردن و نگهداری از بچه. این طرح رو به ایشون هم معرفی کردیم و کار باهاش رو هم بهشون یاد دادیم. اتفاقا خیلی هم خوششون اومد و گفتند به دوستانشون هم معرفیش میکنند.
چندوقت پیش مادرشوهر بنده دچار یک سانحه شدند که بر اثر اون پاشون دچار شکستگی شد و مجبور شدند مدتی رو روی ویلچر بگذرونند. حدود دو هفته ای پیششون بودیم که دیگه الحمدلله درمانشون تموم شد و ما هم برگشتیم گیلان اما مثل این که باز باید دو جلسه فیزیوتراپی میرفتند و ترجیحا بهتر بود یک هفته دیگه روی ویلچر باشند و به پاهاشون فشار نیارند. از طرفی ما هم امکان برگشتن تهران رو نداشتیم. برای همین مادرشوهرم توی بانک زمان درخواست ثبت کردند که برای دو روز ، یک نفر همراهشون تا مرکز فیزیوتراپی بره. خدارو شکر خیلی هم راضی بودند و کلی هم از تجربه خوبشون برامون تعریف کردند.
احترام به بزرگ تر و کمک بهشون خیلی کار مهمیه اما زمان هایی هست که این کار از عهده ما خارجه و تحت هیچ شرایطی امکانش وجود نداره. اگر بانک زمان نبود، نمیدونم باید چی کار میکردیم. خدارو شکر که با بانک زمان خیلی از دغدغه های این چنینی برطرف شده و از بابت امنیتش هم خیالمون راحته. چون افرادی که داخلش هستن افراد محلی هستند و قبل از ثبت نام اطلاعاتشون توی شبکه هست.
با تشکر از بانک زمان